معنی رئیسالرؤساء
6 بازدید
[ رَ سُرْ رُ ءَ ] (اِخ) علی بن حسین بن محمدبن عمر، معروف به ابن مسلمه. وزیر القائم بن القادر خلیفهٔ عباسی بود و خلیفه او را بجنگ ابوالحارث ارسلان بن عبداللََّه بساسیری یکی از امرای بغداد که سر بشورش برداشته بود مأمور کرد و رئیس الرؤسا با همهٔ کوششهایی که کرد از بساسیری شکست خورد و از دارالخلافه گریخت و پس از کشمکش فراوان از طرف قریش بن بدران سردار بساسیری به او و خلیفه زینهار داده شد و آنان پیش وی آمدند ولی بعد بدستور بساسیری رئیس الرؤسا را گرفتند و بخدمت وی آوردند و او به سرزنش رئیس الرؤسا پرداخت، رئیس الرؤسا گفت ایها الامیر ملکت فاسجح، بساسیری توجهی نکرد و فرمان داد تا او را شکنجهٔ فراوان کردند و جامهٔ ژنده پوشانیدند و بر شتر نشاندند و پوست گاوی را بر او دوختند چنانکه سر و شاخ های گاو بر او بود، پس از آن بدارش زدند و کشتند. او مردی متدین و عالم و با وقار و هیبت بود و در دورهٔ وزارت تدبیرهای نیکو کرد. (از تجارب السلف صص ۲۵۳ - ۲۶۵). رجوع به حبیب السیر چ جدید ج ۲ ص ۳۱۱ و ۳۲۶ و مجمل التواریخ و القصص ص ۳۸۳ و کامل ابن اثیر ج ۹ ص ۲۵۳ وقایع سالهای ۴۴۷ هـ . ق. ببعد شود.
کلمات همقافیه با «رئیسالرؤساء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر