معنی رئیس‌آباد

معنی رئیس‌آباد

6 بازدید
[ رَ ] (اِخ) دهی است از دهستان دابو از بخش مرکزی شهرستان آمل واقع در ۱۴هزارگزی شمال خاوری آمل. سکنهٔ آن ۱۵۹ تن. آب رئیس آباد از رودخانهٔ هراز تأمین میشود و محصول عمدهٔ آن برنج و صیفی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ رَ ] (اِخ) دهی است از بخش ابرقو از شهرستان یزد، واقع در ۷هزارگزی شمال خاوری ابرقو. سکنهٔ آن ۲۳۳ تن است. آب آن از قنات تأمین میشود و محصول عمدهٔ آن غلات و پنبه و تره بار است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰). رجوع به فرهنگ آبادیهای ایران شود.
[ رَ ] (اِخ) دهی کوچک از دهستان حومهٔ باختری شهرستان رفسنجان واقع در ۱۸هزارگزی شمال باختری رفسنجان. این ده ۳۵ نفر جمعیت دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷). و رجوع به فرهنگ آبادیهای ایران شود.
[ رَ ] (اِخ) دهی است از دهستان خنامان شهرستان رفسنجان در ۲۰هزارگزی شمال خاوری رفسنجان. سکنهٔ آن ۹۲ تن. آب این ده از قنات تأمین میشود و محصول عمدهٔ آن غلات و پنبه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸). رجوع به فرهنگ آبادیهای ایران شود.

کلمات هم‌قافیه با «رئیس‌آباد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید