معنی رؤیت

معنی رؤیت

5 بازدید
[ رُءْ یَ ] (ع اِمص) رؤیة. دیدار. زنشت. (ناظم الاطباء). دیدار. دیدن. (یادداشت مؤلف). دیدن به چشم و این متعدی به یک مفعول است. (آنندراج). || بینش. مشاهده. (از ناظم الاطباء). بینش. دریافتن. (یادداشت مؤلف). دانستن و این متعدی به دو مفعول است. (آنندراج). || (اِ) شکل و ترکیب و هیکل. (ناظم الاطباء). - بدرؤیت؛ بدشکل و بدترکیب. (ناظم الاطباء). - خوش رؤیت؛ خوش شکل. (ناظم الاطباء). || (اصطلاح عرفان) رؤیت عبارت از مشاهده به بصر است خواه در دنیا و خواه در آخرت. و مراد از رؤیت در اصطلاح صوفیان رؤیت حق و لقاء اوست که {/B«مَنْ کََانَ یَرْجُوا لِقََاءَ اَللََّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اَللََّهِ لَآتٍ ».۱-۹۲۹:۵/} (قرآن ۲۹/۵). رؤیت عیان در این جهان متعذر است اما در آخرت مؤمنان را موعود است به حکم: {/B«وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ نََاضِرَةٌ `إِلی ََ رَبِّهََا نََاظِرَةٌ ».۱-۶۷۵:۲۲-۲۳/} (قرآن ۷۵/۲۳). و کافران را ممنوع است به حکم :{/B کَلاََّ إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ ». ۱-۶۸۳:۱۵/}(قرآن ۸۳/۱۵). مؤمنان حق را در دنیا به دیدهٔ ایمان ببینند و در آخرت به نظر عیان: «انکم سترون ربکم یوم القیامة کما ترون القمر لیلة القدر». (فرهنگ اصطلاحات عرفاء سجادی): هر که دیده ست مصحف رویت دیگر از منکران رؤیت نیست. قبول (از آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «رؤیت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید