معنی رؤی
7 بازدید
[ رُءْیْ ] (ع اِ) نیک تاریکی. (ناظم الاطباء).[ رُ ئی ی ] (ع ص، اِ) نیک منظر. || دیدار نیک. (از ناظم الاطباء).[ رُ ئن ] (ع اِ) جِ رؤیا. (منتهی الارب). رجوع به رؤیا شود.
کلمات همقافیه با «رؤی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ؤی» برای سرودن شعر