معنی رؤساء
7 بازدید
[ رُ ءَ ] (ع اِ) جِ رئیس. سران. بزرگان. مهتران : یکی از رؤسای حلب که مرا با او سابقهٔ معرفتی بود گذر کرد. (گلستان). و رجوع به رئیس شود.
کلمات همقافیه با «رؤساء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر