معنی رؤبةبنالعجاج
6 بازدید
[ رُءْ بَ تُ نُلْ عَ جْ جا ] (اِخ) رؤبةبن عبداللََّه رؤبة التمیمی السعدی، مکنی به ابوالحجاف یا ابومحمد. از شاعران فصیح و رجزگوی مشهور عرب در دورهٔ امویان و عباسیان بود و قسمت عمدهٔ عمر خود را در بصره گذرانید و چون ابراهیم بن عبداللََّه بن حسن بن حسن بن علی بن ابی طالب در بصره بر ابوجعفر منصور عباسی خروج کرد رؤبه بر جان خویشتن بترسید و به بادیه بیرون شد تا از فتنه دوری جوید و چون به محل مقصود رسید اجل وی را دریافت و به سال ۱۴۵ هـ . ق. در حالی که عمری دراز یافته بود درگذشت و آنگاه که خبر مرگ وی به خلیل رسید گفت شعر و لغت و فصاحت با وی به خاک رفت. وی در لغت و غرائب و شوارد آن بصیر بود و دیوان شعری داشت که جز اراجیز در آن شعر دیگری نبود. او در رجز بسیار توانا و نیکوسخن، و پدر وی عَجّاج نیز از رجزسرایان مشهور بود. (از وفیات الاعیان ج ۲ ص ۶۳) (از اعلام زرکلی). نام وی در بعضی اشعار شاعران فارسی زبان نیز ذکر شده است : کو جریر و کو فرزدق کو زهیر و کو لبید رؤبهٔ عجاج و دیک الجن و سیف ذویزن؟ منوچهری. گر بشنودندی اقوال من گنگ شدی رؤبه و عجاج لال.ناصرخسرو. و رجوع به کتاب التاج جاحظ ص ۱۹۱ فهرست اعلام و المعرب جوالیقی و فهرست اعلام البیان و التبیین و معجم المطبوعات و فهرست اعلام عقد الفرید شود.
کلمات همقافیه با «رؤبةبنالعجاج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر