معنی رؤب
6 بازدید
[ رُ ئو ] (ع مص) رُؤوب. رَوب. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به رَوب شود.[ رُءْبْ ] (اِخ) موضعی است در نزدیکی سِمِنْجان از نواحی بلخ. (از معجم البلدان). روب. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «رؤب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ؤب» برای سرودن شعر