معنی رأسالورغ
8 بازدید
[ رَءْ سُلْ وَ ] (اِخ) یکی از دهانه های رود سغد است. توضیح اینکه رود سغد از کلاباد داخل بخارا می شد و آنرا دهانهای گشاده قرار داده و در آن دهانها چوب گذاشته بودند و چون تابستان میشد و آب اندک میگشت آن چوبها را یک یک برمی داشتند تا جایی که آب فزون شود و زیادت گیرد و از آن دهانها روانه شود و از آنجا به «بیکند» می رسید و اگر این تدبیر نبود آب چندان بود که بخارا را فرامیگرفت و آن موضع را «خشون» مینامیدند و در پائین شهر نیز دهانهای دیگر بود و آنرا «رأس الورغ» می خواندند. (از احوال و اشعار رودکی ج ۱ ص ۹۴).
کلمات همقافیه با «رأسالورغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رغ» برای سرودن شعر