معنی رأسالقنطرة
6 بازدید
[ رَءْ سُلْ قَ طَ رَ ] (ع اِ مرکب) سر پل. || سر کوه (؟). (مهذب الاسماء). چنین است در هر سه نسخهٔ مهذب الاسماء موجود در کتابخانهٔ مؤلف، و محتمل است که معنی رأس القنطرة «سر پل» باشد و لغتی نظیر «رأس الجبل» در نسخه ها از میانه افتاده باشد و معنی لغت اخیر بدنبال لغت مورد بحث ما قرار گرفته و موجب این خلط شده باشد.[ رَءْ سُلْ قَ طَ رَ ] (اِخ) قنطرهٔ سمرقند. دهی است بسمرقند. (منتهی الارب). دهی است قدیم به سمرقند، آنرا خشوفغن گویند، و نسبت بدان قنطری است. از آنجاست ابومنصور جعفربن صادق بن جنید القنطری متوفی بسال ۳۱۵ هـ . ق. وی از خلف بن عامر البخاری و محمدبن اسحاق بن خزیمه روایت دارد. (از معجم البلدان).[ رَءْ سُلْ قَ طَ رَ ] (اِخ) محله ای است به نیشابور. (منتهی الارب). رجوع به قنطرة نیسابور در معجم البلدان شود.
کلمات همقافیه با «رأسالقنطرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر