معنی رأس‌العین

معنی رأس‌العین

5 بازدید
[ رَءْ سُلْ عَ ] (اِخ) نام ناحیه ای است در انتهای شمالی لوا. از سمت شمال محدود است به دیار بکر و از سوی جنوب به «نفس دیر» و از سوی خاور به موصل و از سوی باختر به شهرستان حلب. مرکز آن شهری است همنام خود (رأس العین). این ناحیه بسبب قرار گرفتن در مسیر رودخانهٔ خابور و چندین رودخانهٔ دیگر دارای زمینهای سبز و خرم و حاصلخیز است. محصول عمدهٔ آن گندم و جو و دیگر حبوب و انواع سبزی و میوه میباشد. در این ناحیه تربیت چهارپایان بویژه شتر و گوسفند معمول است و در حومهٔ شهر ۲۴ آبادی و یک قصبه، آثار و باقیماندهٔ بنای چند شهر خرابه وجود دارد. (از قاموس الاعلام ترکی).
[ رَءْ سُلْ عَ ] (اِخ) راس عین. رأس عین. مؤلف المنجد گوید: شهری است در سوریه بر ساحل خابور، و آن را عیاض بن غنم به سال ۶۴۰ م. فتح کرد. در نزدیکی این شهر آثار تل شهر حثیان قرار دارد. (از اعلام المنجد) مرکز ناحیه ای بهمین نام. (از قاموس الاعلام ترکی). شهری است خرم و اندر وی چشمه ها است بسیار و از آن چشمه ها پنج رود برخیزد و بیک جای دگر شود آنرا خابور خوانند و آنگه اندر فرات افتد. (حدود العالم). لسترنج گوید: رأس العین نزدیک سرچشمهٔ خابور و همان «رسااینا»ی رومیهاست که در ساحل رودخانهٔ «خابوراس» قرار داشت و از حیث کثرت چشمه سارها که عدد آنها به سیصدوشصت چشمه بالغ میشد معروف بود. رجوع به سرزمینهای خلافت شرقی ص ۱۰۳ و قاموس الاعلام ترکی و حبیب السیر چ سنگی تهران ج ۲ ص ۵۲، ۶۸، ۱۶۱ و ج ۱ ص ۴۰۸ و نزهةالقلوب ج ۳ ص ۲۲۶ و ۱۰۴ و عقدالفرید ج ۶ ص ۵۲ شود.
[ رَءْ سُلْ عَ ] (اِخ) دهی است در لبنان نزدیک شهر صور. (از اعلام المنجد).
[ رَءْ سُلْ عَ ] (اِخ) نام پایگاهی است نظامی در مغرب (مراکش). (از اعلام المنجد).
[ رَءْ سُلْ عَ ] (اِخ) رأس عین. نام چند دهکده است در سوریه واقع در شهرستانهای ادلب و حمص و حماة و القلمون. (از اعلام المنجد).

کلمات هم‌قافیه با «رأس‌العین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید