معنی رأسالجمجمة
5 بازدید
[ رَءْ سُلْ جُ جُ مَ ] (اِخ) یا سر جمهت. (شاید سر جمجمه باشد). نقطه ای است در ساحل دریای اخضر (بحر عمان) و ارض شحر، نزدیک مسقط. بیرونی گوید: تمام این سواحل مغاص (یعنی جای صید مروارید) میباشد. رجوع به الجماهر بیرونی ص ۹ حاشیه شود.
کلمات همقافیه با «رأسالجمجمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر