معنی رأس‌الجالوت

معنی رأس‌الجالوت

6 بازدید
[ رَءْ سُلْ ] (ع اِ مرکب) (از لفظ جلی) سر بیوطنان. ازوطن راندگان. (یادداشت مرحوم دهخدا). || رئیس آوارگان. نقیب و رهبر اقلیت در هر کشوری.
[ رَءْ سُلْ ] (اِخ) سر احبار جهودان. (از تفسیر ابوالفتوح رازی). رئیس جلای وطن کنندگان از میهن هایشان به بیت المقدس. (از آثارالباقیه). رئیس یهود از فرزندان داود علیه السلام، و عوام یهود چنان دانند که او بمرتبهٔ ریاست نرسد تا درازدست نباشد بدان حد که انگشتان او بزانو نرسد. و جالوت، جالیه باشد، یعنی کسانی که جلای وطن کردند به بیت المقدس. (از مفاتیح العلوم) (از بیان الادیان). به پهلوی «ریش جلتوک» می گفتند بمعنی بزرگ جلای وطن کنندگان و او رئیس یهودیان مقیم ایران بوده است. (از مجمل التواریخ و القصص حاشیهٔ ص ۴۳۹). از عبری «رش» بمعنی سر و «گالوتا» بمعنی جالیه «یعنی مهاجران یا بیوطنان» از قرنهای اولیهٔ میلاد یهود در تحت ریاست او تشکیلاتی داشتند و شاهنشاه ایران بایشان استقلال گونه ای بخشیده بود. وی باژ را گرد میکرد و عزل و نصب قضات دین با او بود و قوانین تورات و اخبار یهود را تعلیم و ترویج میکرد. اقامت وی در شهر حورا بود. (یادداشت مرحوم دهخدا). و رجوع به عقدالفرید ج ۵ ص ۱۴۶ و ۲۸۲ شود.

کلمات هم‌قافیه با «رأس‌الجالوت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید