معنی رأسالبغل
5 بازدید
[ رَءْ سُلْ بَ / بَ غَ ] (اِخ) نام سکه کن و ضرّاب یهودی است از عجم، درهم شرعی را سکه زد و بنام وی بغلیة نامیده شده و آن به وزن یک مثقال طلاست. (از النقود العربیه ص ۲۲).[ رَءْ سُلْ بَ ] (اِخ) لقب جالینوس طبیب و آن غیر از جالینوس طبیب معروف است. (از یادداشت مرحوم دهخدا).[ رَءْ سُلْ بَ ] (اِخ) لقب محمدبن عبدربه، و کتاب البستان از اوست. (یادداشت مرحوم دهخدا). و رجوع به محمدبن عبدربه شود.
کلمات همقافیه با «رأسالبغل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غل» برای سرودن شعر