معنی رأرأة
6 بازدید
[ رَءْ رَ ءَ ] (ع ص) زنی که چشمانش را بیاراید. (از اقرب الموارد) (از المنجد). زن آراسته چشم و زیب داده چشم. (ناظم الاطباء). رجوع به رأرأ و رأراء شود.[ رَءْ رَ ءَ ] (ع مص) گرداندن حدقهٔ چشم و تیز نگریستن. جریری گوید: ثم فتح کریمتیه و رأرأ بتوأمیه؛ یعنی هر دو چشم را جنبانید و آنها را چرخ داد. (از اقرب الموارد). برگرداندن سیاهی چشم را با حرکت دادن و تیز نگریستن. || برگردیدن چشم. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || آراستن و زینت دادن زن هر دو چشم را. (از منتهی الارب). زیب دادن و آراستن زن دیدگانش را. (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج). || رخشانیدن چشمها را. || خواندن گوسپند را بلفظ أرْأر. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || درخشیدن ابر و سراب. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء) (آنندراج). || دیدن در آیینه. (آنندراج) (ناظم الاطباء). نگریستن زن در آیینه. (از اقرب الموارد). || جنبانیدن آهوان دمهای خود را. (از ناظم الاطباء). دم جنباندن ظبی. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). مؤلف آنندراج باشتباه ظبی را ضب (سوسمار) دانسته و این لغت را دم جنباندن سوسمار معنی کرده است. || رأرأة انسان؛ حرف راء را تکرار کردن. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «رأرأة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «أة» برای سرودن شعر