معنی ذیونوسیوس
7 بازدید
(اِخ) اول. دشخدا و طاغیهٔ سرقوسه. (سوراقوسا) (از ۴۰۵ تا ۳۶۷ ق.م.) وی سائسی ماهر و ادب دوست بود و قرطاجنیان را او از صقلیه براند. لیکن سوءظنی به افراط داشت. چنانکه همیشه بزیر جامه زرهی پوشیدی و هیچگاه پیراستن موی سر و روی بحلاق نگذاشتی و خطابه های خویش از بالای برجی براندی و دو شب متوالی در مشکوئی نخفتی. و زندانی بزیر زمین کرده بود و در آنجا چیزی چون گوش تعبیه کرده که بوسیلهٔ آن گفتار زندانیان میشنید و بر اسرار آنان واقف می گردید. رجوع به تاریخ الحکماء قفطی ص ۲۰ و ۲۱ و ۲۲ و ۲۳ و ۲۴ شود.(اِخ) جوان یا دویم. پسر ذیونوسیوس اول و جانشین او (۳۶۸ ق.م.) وی را در ۳۵۸ از سرقوسه براندند. و او پس از دهسال غیبت بازگشت لکن تیمولئون بار دیگر او را تبعید کرد (۳۴۳ق.م.) و وی بقرنتس رفت. و در آنجا به معلمی کودکان عمر خود بپایان رسانید.(اِخ) از مردم هالیکارناس. مورخ یونانی معاصر پولیوس قیصر. او راست تاریخی ارجمند بنام رومیان قدیم.هشتم قبل از میلاد درگذشت.(اِخ) یکی از قضات محکمهٔ آطن موسوم به آریاباغوس و او بدست قدیس بولس دین نصاری گرفت و در اواخر مائة اول میلادی بشهادت رسید. ذیونوسیوس. (اِخ) ملقب براهنما یا معرف. عالم جغرافیائی یونانی در مائة چهارم میلادی. او راست منظومه ای در وصف و تعریف زمین.
کلمات همقافیه با «ذیونوسیوس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر