معنی ذیقیمت
7 بازدید
[ مَ ] (ع ص مرکب) صاحب ارز و بها. ارجمند. بهاور. ارزنده.
کلمات همقافیه با «ذیقیمت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مت» برای سرودن شعر