معنی ذیدخل
9 بازدید
[ دَ ] (ع ص مرکب) ذیدخل بودن در کاری؛ دخالت در آن داشتن. ذیدخل کردن کسی را در کاری؛ دخالت دادن او را در آن کار.
کلمات همقافیه با «ذیدخل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خل» برای سرودن شعر