معنی ذیحق
6 بازدید
[ حَ ق ق ] (ع ص مرکب) صاحب حق. سزاوار. محقِ. || برحق. مقابل مبطل: ذی حق بودن در ادعائی یا نبودن.
کلمات همقافیه با «ذیحق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حق» برای سرودن شعر