معنی ذیال
6 بازدید
(اِخ) ابن هیثم. یکی از محدثین و فقهاء معاصر مأمون عباسی. رجوع به معجم الادباء یاقوت ج ۳ ص ۱۴۷ س ۲ و رجوع به ضحی الاسلام ج ث ص ۱۷۶ شود.(اِخ) گویا نام رملی باشد در شعر عبیدبن ابرص. یاقوت گوید این نام در شعر عبیدبن ابرص آمده است: تغیرت الدیار بذی الدفین فاودیة اللوی فرمال لین فخرجی ذروه فلوی ذیال یعفی آیه سلف السنین.[ ذَ یْ یا ] (ع ص) دامن دار. درازدامان. مرد درازدنبال. (مهذب الاسماء). مرد که دامنی بلند دارد. مرد که بتبختر رود. مرد که خرامان و بناز رود. مرد درازبالا و درازدامان خرامان بناز. || فرس ذیال؛ اسب درازبالا و درازدنبال. اسب درازدم. || هر چیز دامن بلند: در مقدمهٔ لشکر او قرب دویست مربط فیل بود که از دیار هند غنیمت یافته بود آراسته به برگستوانهای ذیال و اسلحهٔ بیمثال. (ترجمهٔ تاریخ یمینی نسخهٔ خطی مؤلف ص ۱۰۶).[ ذَیْ یا ] (اِخ) ابن عبدالرحمن الشریونی . در حلل السندسیة ذیل عنوان: من انتسب الی سرقسطة من اهل العلم، آمده است: و ابوالحسن ذیال بن عبدالرحمن بن عمر الشریونی، من شریون بالثغر الشرقی له سماع بسرقسطة من ابی الولید الباجی، مع ابی داود المقری و ابی محمد الرکلی سنة ۴۶۳ هـ . ق. عن ابن الابار. (ج ۲ ص ۱۴۳). و در ص ۱۵۹ همان جلد گوید: و ابوالحسن ذیال بن عبدالرحمن بن عمر الشریونی الثغری، سمع بسر قسطة من ابی الولید الباجی و غیره سنة ۴۶۳.
کلمات همقافیه با «ذیال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر