معنی ذیاسقوریذوس
6 بازدید
(اِخ) عالم اخلاقی از مردم یونان در مائة چهارم قبل از میلاد. شاگرد ایسقرطس. از وی قطعات دو کتاب او در دست است یکی بنام اعمال و اقوال منتخبه و دیگری موسوم به اخلاق اومیروس یا اخلاق پهلوانان اشعار اومیروس و در این کتاب دوم از اعمال مردان نامی ایلیاد و ادیسه آن قسمت ها را که میتواند قدوه و امام و سرمشق فضائل باشد گرد کرده است.(اِخ) از مردم اژه معاصر اغوسطوس. حکاک و حجاری معروف و یکی از آثار او در کتابخانهٔ ملی فرانسه برجای است.(اِخ) اسکندرانی. شاعر یونانی است و ۳۹ قطعه از اشعار وی در دست است.(اِخ) ملقب به پدانیوس طبیب یونانی مائة اول مسیحی. مولد او ظاهراً عین زربهٔ قیلیقیه بوده است او سیاحت بسیارکرده و شاید طبیب سپاهیان بوده است و بیشتر توجه به نباتات داشته. از او کتابی بزرگ در مواد طبی در دست است که در عهد امپراطوری نرن تنظیم شده است و او غالباً از کتب قدماء نقل می کند و جالینوس بسیار از او نقل کرده است و نیز بلیناس از وی روایتها دارد و در قرون وسطی مردم یونان و لاتین و عرب این کتاب را در دست داشته و از آن منتفع میشده اند. و در تاریخ الکحما ابن قفطی آمده است: ذیاسقوریذوس. عین زربی. شامی یونانی. حکیمی حشائشی از مردم عین زربة وی پس از بقراط بوده است و از کتب وی عدهٔ کثیر تفسیر شده است و دانشمندترین کسانی باشد که در اصل علاج طب سخن گفته اند. او علامهٔ ادویهٔ مفرده است و تقسیم ادویه را به اجناس و انواع کند نه بدرجات (یعنی سرد و گرمی و رطوبت و پیوست از درجهٔ یکم یا دویم و غیره) و کتاب خمس مقالات از تألیفات اوست. جالینوس گوید چهارده کتاب را در عقاقیر مفرده از اقوام مختلف تصفح کردم و کامل تر از کتاب ذیاسقوریذس نیافتم و همهٔ کسان که پس از وی در این معنی کتاب کرده اند پیروان او باشند و او در این کتاب معانی نافع و علمی کثیر را مخلد کرده است. و معنی نام او بیونانی شجار خداست. چه ذیاسقور بدان زبان شجاربود و یذیس نام خدای تعالی است. و مراد این که او در علم حشائش و نباتات از خدا جل ذکره الهام یافته است. او را در سمائم دو کتاب نیکوست و به وی لقب سائح فی البلاد داده اند چنانکه یحیی النحوی الاسکندرانی بکتاب خویش در مدح وی گوید: تفدیة الانفس، صاحب النفس الزکیة النافع للناس من المنفعة الجلیلة المتعوب المنصوب السائح فی البلاد المقتبس لعلوم الادویة المفردة من البراری و الجزائر و البحار المصور لها، المعدد لمنافعها. و گویند دو مقاله ای که بر خمس مقالات اضافه شده منحول است -انتهی. ابن البیطار شجار و حشایشی معروف، از خمس مقالات بسیار روایت کند.
کلمات همقافیه با «ذیاسقوریذوس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر