معنی ذیاد
7 بازدید
(ع مص) ذود. طرد. دفغ. تذوید. راندن. (تاج المصادربیهقی). دور کردن.(اِخ) آبی است به دمخ بنوعمروبن کلاب را و آن از بهترین آبهای این کوه است.(اِخ) ابن عزیز یا ابن زیدبن الحویرث بن مالک بن واقد. شاعری از عرب و ابوالطیب لغوی در طبقات الشعراء ذکر او آورده است.
کلمات همقافیه با «ذیاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر