معنی ذکر کردن
6 بازدید
[ ذِ کَ دَ ] (مص مرکب) گفتن. یاد کردن. نام بردن. تذکار: خورشید رخ ترا کند ذکر هر ذرّه اگر شود زبانی. عطار. || گفتن ذکر. تسبیح. تهلیل : خوردن برای زیستن و ذکر کردن است تو معتقد که زیستن از بهر خوردن است. سعدی.
کلمات همقافیه با «ذکر کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر