معنی ذکری
6 بازدید
[ ذِ را ] (ع اِمص) اسم مصدر از ذکر. تذکیر. یاد. یادآوردن. یادآوری. یادکرد. (دهار). یاد کردن. (تاج المصادر بیهقی) (دهار). تذکار. تذکیر. ذکر. تذکر. || بیان کردن. خلاف نسیان. || قیامت. ساعت. رستخیز. رستاخیز. || توبة. انابة. بازگشت از گناه: و انّی له الذکری. || وعظ. پند. اندرز. عبرت: و ذکری لاولی الالباب. و صاحب کشاف اصطلاحات الفنون گوید: و ذکری مصدر است بمعنی ذکر. و مصدری بر وزن فعلی جز ذکری در زبان عرب نیامده است: مانند این آیات: {/Bوَ ذِکْری ََ لِلْمُؤْمِنِینَ. ۱۲-۱۴۷:۲*/} {/Bوَ ذِکْری ََ لِأُولِی اَلْأَلْبََابِ.۱۰-۱۳۳۸:۴۳*/} {/Bوَ أَنََّی لَهُ اَلذِّکْری ََ.۸-۱۱۸۹:۲۳/}[ ] (اِخ) ابراهیم افندی. از متأخرین شعرای عثمانی است. مولد او به سال ۱۲۱۰ هـ . ق. در اوزیجه نزدیک شهر بلگراد صربستان. و او در بوسنه به تحصیل مقدمات علوم پرداخت و سپس به موطن خویش بازگشت. و در آنجا بنام کوچک مشهور است وی بترکی شعر می گفته است و بیت ذیل از اوست: جوش ایدلدن بیت قلبمده خم صهبای عشق بر عجب حالت گتوردی نفسمه سودای عشق. (از قاموس الاعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «ذکری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر