معنی ذکرة
7 بازدید
[ ذُ رَ ] (ع اِمص، اِ) صیت. شهرت. ذِکر. || یاد. ذکر مقابل نسیان، فراموشی. || یاد کرد. (دهار). || پاره ای پولاد که بر تیر و جز آن باشد. || تیزی و جودت در مرد و شمشیر و جز آن. ذهبت ذکرةالسیف یا ذکرةالرجل؛ رفت حدت شمشیر و تیزی و جلدی مرد.[ ذِ رَ ] (ع اِ) پسران. نران. نرینگان. یقال: کم الذکرة من ولدک؛ ای الذکور. چند تن باشند فرزندان نرینهٔ تو. چند پسر داری. ذکور. ذکورة. ذکار. ذکارة. ذُکران.[ ذِ رَ ] (ع مص) یاد کردن. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «ذکرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر