معنی ذویقن
6 بازدید
[ یَ قَ ] (ع ص مرکب) آنکه بهر چه شنود یقین کند. خوش باور.[ یَ قَ ] (اِخ) آبی است بنو قمیربن عامربن صعصعه را.
کلمات همقافیه با «ذویقن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قن» برای سرودن شعر