معنی ذوکنعان
7 بازدید
[ کَ ] (اِخ) حمیری. ظاهراً یکی از اذواء و او را شمشیری بوده بنام ذوضروس. رجوع به مادهٔ ضرس در لغت نامه های عرب شود.
کلمات همقافیه با «ذوکنعان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر