معنی ذوو نبل
6 بازدید
[ ذَ نُ ] (ع ص مرکب، اِ مرکب) خداوندان نجابت : و لو کنت فی بغداد قام لنصرتی هنالک اقوام کرام ذوونبل.ابن الصلاح .
کلمات همقافیه با «ذوو نبل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بل» برای سرودن شعر