معنی ذومنصبة
6 بازدید
[ مَ صِ بَ ] (ع ص مرکب) عیش ذومنصبة؛ زیست با رنج و کلفت. (منتهی الارب). عیش ناصب و کذلک ذومنصبة. فیه کد و جهد. (تاج العروس).
کلمات همقافیه با «ذومنصبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر