معنی ذومسغبة
7 بازدید
[ مَ غَ بَ ] (ع ص مرکب، اِ مرکب) گرسنگی: خداوند گرسنگی : {/Bفَلاَ اِقْتَحَمَ اَلْعَقَبَةَ `وَ مََا أَدْرََاکَ مَا اَلْعَقَبَةُ `فَکُّ رَقَبَةٍ `أَوْ إِطْعََامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَةٍ ۱-۱۶۹۰:۱۱-۱۴/}(قرآن ۹۰ / ۱۱ -۱۴)؛ پس تکلیف درنیامد شروع نکرد در سختی و چه دانا کرد ترا که چیست عقبه رهانیدن گردن یا طعام دادن در روزی که گرسنگی است. (تفسیر ابوالفتوح ج ۵ ص ۵۳۱) و در تفسیر آن گوید: یا طعام دادن در روزی خداوند گرسنگی روزی گرسنه من باب قولهم لیل قائم و نهار صائم. (ابوالفتوح ج ۵ ص ۵۳۶). و رجوع به ذومتربة شود.
کلمات همقافیه با «ذومسغبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر