معنی ذومحرم
5 بازدید
[ مَ رَ ] (ع ص مرکب، اِ مرکب) آنکه نکاح با وی روا نبود. چون مادر و خواهر و عمه و دائیزه.
کلمات همقافیه با «ذومحرم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رم» برای سرودن شعر