معنی ذومحافظة
6 بازدید
[ مُ فَ ظَ ] (ع ص مرکب) نگهبان. هوشیار. خداوند حفظ و یاد. هشیار. مراقبت و مواظب برکار.
کلمات همقافیه با «ذومحافظة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ظة» برای سرودن شعر