معنی ذوقرابة
8 بازدید
[ قَ بَ ] (ع ص مرکب، اِ مرکب) نزدیک. خویش. کس. ذوقرابت. ج، ذوی القرابة. ذوی القرابات.
کلمات همقافیه با «ذوقرابة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر