معنی ذوفلس
5 بازدید
[ فَ ] (ع ص مرکب، اِ مرکب) خداوند پشیزه. درم دار. صاحب فلس. حیوان فلس دار چون اکثر ماهیان. و مورچه خوار و تاتو. و بزمچه (کروکدیل).
کلمات همقافیه با «ذوفلس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لس» برای سرودن شعر