معنی ذوفایش
6 بازدید
[ یِ ] (اِخ) یزید. مکنی به ابی سلامة از بنویحصب. یکی از اذواء یمن. و این همان ابو سلامه است که اعشی در قصائد خویش او را میستاید. (المرصع).
کلمات همقافیه با «ذوفایش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یش» برای سرودن شعر