معنی ذوغذم
7 بازدید
[ غُ ذُ ] (اِخ) موضعی یا کوهی است. (منتهی الارب). و یاقوت گوید: موضعی است از نواحی مدینة: ابراهیم بن هرمة راست: ما بالدیار التی کلمت من صمم لو کلمتک و ما بالعهد من قدم و ما سؤالک ربعاً لا انیس به ایام شوطی و لا ایام ذی غذم. و قرواش بن حوط گوید: نبئت ان عقالا بن خویلد بنعاف ذی غذم و ان لا اعلما ینمی و عیدهما الی و بیننا شم فوارع من هضاب یلملما لا تسأ مالی من رسیس عداوة ابداً فلیس بمنمی ان تسلما.
کلمات همقافیه با «ذوغذم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذم» برای سرودن شعر