معنی ذوعدوان
7 بازدید
[ عَ دَ ] (ع ص مرکب) ذئب ذوعدوان؛ گرگ که بر مردم دود و حمله آرد. و در مثل است: السلطان ذوعدوان و ذوبدوان.
کلمات همقافیه با «ذوعدوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر