معنی ذوصبوح
5 بازدید
[ صَ ] (ع اِ مرکب) پگاه. صبح زود: اتیته ذاصبوح؛ آمدم او را پگاه. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ذوصبوح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وح» برای سرودن شعر