معنی ذوزوائد
5 بازدید
[ زَ ءِ ] (ع ص مرکب) اسد ذوزوائد؛ شیر که پنجه و ناب و غرش بر جای دارد. ابن سیدة آورده است: او ذی زوائد لایطاف بارضه یفشی المهجهج کالذنوب المرسل. (از تاج العروس).
کلمات همقافیه با «ذوزوائد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئد» برای سرودن شعر