معنی ذوزنقة
5 بازدید
[ زَ نَ قَ ] (ع اِ مرکب) نزد مهندسان شکلی است از اشکال منحرفه. و آن شکلی است که دارای دو ضلع متوازی و دو ضلع غیر متوازی باشد بنحوی که دو ضلع اخیر یک ضلعش عمود بر دو ضلع اول واقع شود و ذوزنقتین شکل منحرفی است که نبوده باشد یکی از دو ضلع غیرمتوازی عمود بر دو ضلع متوازی چنانچه مولوی سید عصمةاللََّه در شرح خلاصة الحساب گفته که زنقه بمعنی انحراف است و املاء آنرا آشکار بیان نکرده که آیا باید با قاف و یا با فاء کتابت و تلفظ شود و در کتب لغتی هم که در دسترس ما بوده همه جا با قاف ضبط شده حتی درصراح هم با قاف ضبط کرده لکن آنرا بمعنی انحراف تفسیر نکرده بلکه بمعنی: کونچه تنگ. واللََّه اعلم بحقیقة الحال و ظاهر امر آن است که املا این لفظ قاف میباشد. <۵۳۰۶۴۰۸۱۱۶۱۹۰۱>...[ زَ نَ قَ ] (ع اِ مرکب) (استخوان...) یکی از استخوانهای هشتگانهٔ مچ دست است که در ردیف دوم استخوانهای مچ (مجاور استخوانهای کف دست) در طرف خارج محاذی اولین استخوان کف دست قرار دارد، این استخوان از پائین به استخوان اول و از بالا بزورقی و از انسی بشبه ذوزنقه و یمین استخوان مشط می پیوندد و از علامات ممیزهٔ آن سطح کوچکی است که به استخوان اول مشط پیوسته از یمن بیسار مقعر و از قدام بخلف محدب بشکل زین اسب است در سطح قدامی آن دانهٔ بسیار بر آمده ای است که زائدهٔ وحشی و تحتانی رسغ است و در طرف انسی این دانه ناودان عمودئی مشاهده میشود که معبر وترعضلهٔ بزرگ کف است. شبه ذوزنقه - این استخوان از پائین بعظم دویم مشط و از بالا بزورقی و از وحشی بذوزنقه و از انسی بعظم کبیر پیوسته قریب بمخروطی است و در آن دیده میشود اولاً چهار سطح کوچک مفصلی که سطوح اربعهٔ این مخروط از آن حاصل میشود ثانیاً سطح قدامی و غیر مفصلی بسیار کوچکی که عبارت است از رأس مقطوع این مخروط. ثالثاً در جانب وحشی سطح خلفی که نیز غیر مفصلی و بمنزلهٔ قاعدهٔ مخروط است زائده ای است که بطرف زورقی و ذوزنقه مایل است. (تشریح میرزاعلی).
کلمات همقافیه با «ذوزنقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر