معنی ذوزرع
7 بازدید
[ زَ ] (ع ص مرکب، اِ مرکب) کشتزار: {/Bإِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی بِوََادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ ،۲-۹۱۴:۳۷/}(قرآن ۱۴ / ۳۷)؛ بتحقیق مسکن دادم «ابراهیم» پاره ای از فرزندانم را بوادی غیر کشت زار. (ص ۲۲۱ تفسیر ابوالفتوح ج ۳).
کلمات همقافیه با «ذوزرع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رع» برای سرودن شعر