معنی ذورعین
6 بازدید
[ رُ عَ ] (اِخ) نام مهتری از حمیر بروزگار عمروبن تبع. رجوع به مجمل التواریخ و القصص ص ۱۶۵ شود. و در منتهی الارب آمده است. لقب یکی از پادشاهان حمیر، صاحب قلعهٔ حمیر. (از منتهی الارب). و او پدر حیس بانی شهر حیس است.[ رُ عَ ] (اِخ) حَجر پدر قبیله ای است و از آن قبیله است عباس تابعی بن خلید و عقیل بن باقل و قیس بن ابی یزید و هشام بن حمید و اعقاب وی. رجوع به امتاع الاسماع ص ۴۹۵ س ۷ شود و صاحب نفح الطیب گوید: ذورعین، وهم ولد عمر و ابن حمیر فی بعض الاقوال. نفح الطیب ج ۱ ص ۱۹۳. و صاحب حلل السندسیة گوید. و اما حمیربن سبابن یشحب بن یعرب بن قحطان فمنهم من ینتسب الی ذی رعین قال ابن غالب: و ذورعین هم ولد عمروبن حمیر فی بعض الاقوال، و قیل هو من ولد سهل بن عمروبن قیس بن معاویةبن جشم بن عبد شمس بن وائل بن الغوث بن قطن بن عریب بن زهیربن ایمن بن الهمیسع بن حمیر. قال: و منهم ابوعبداللََّه الحناط الاعمی الشاعر. قال الحازمی فی کتاب النسب واسم ذی رعین عریم بن زیدبن سهل و وصل النسب ص ۲۹۷ و ۲۹۸ جزء ۱.(اِخ) در عقدالفرید آمده است: و من بطون حمیر: الذوون، و قد یقال لهم الاذواء ایضاً... وذورعین، و هو شراحیل بن عمرو القایل: فان تک حمیر غدرت و خانت فمعذرة الاله لذی رعینِ (عقد الفرید جزء ۳ ص ۳۱۹).
کلمات همقافیه با «ذورعین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر