معنی ذوذکر
7 بازدید
[ ذِ ] (ع ص مرکب) نامی. نامور. بلندآوازه. صاحب صیت و شهرت یا افتخار. معروف. مشهور. سرشناس. ذَکُر. ذَکر. ذَکیر. ذِکّیر. و رجوع به ذوالذکر شود.[ ذُ کُ ] (ع ص مرکب، اِ مرکب) شمشیر بران. سیف قاطع. صارم.
کلمات همقافیه با «ذوذکر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کر» برای سرودن شعر