معنی ذوحمرة
8 بازدید
[ حُ رَ ] (ع ص مرکب) رُطب: ذوحمرة؛ رطب شیرین.
کلمات همقافیه با «ذوحمرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر