معنی ذوح
7 بازدید
[ ذَ ] (ع مص) سخت رفتن. (منتهی الارب). رفتار درشت و عنیف. السیرالعنیف. (تاج المصادر بیهقی). || گرد آوردن گوسفندان و مانند آن.
کلمات همقافیه با «ذوح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وح» برای سرودن شعر