معنی ذوجنبة
7 بازدید
[ جَمْ بَ ] (ع ص مرکب) رجل ذوجنبة، ای ذواعتزال عن الناس. گوشه گیر. منزوی.
کلمات همقافیه با «ذوجنبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر