معنی ذوتسلم
7 بازدید
[ تَ لَ ] (ع اِ مرکب) ذوتسلمان. ذوتسلمون: لا افعل ذلک بذی تسلم، یا بذی تسلمان یا بذی تسلمون؛ نکنم این کار را بجان تو، بجان شما دو تن و بجان شما جماعت. || اذهب بذی تسلم، برو بسلامت.
کلمات همقافیه با «ذوتسلم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لم» برای سرودن شعر