معنی ذوالعینین
5 بازدید
[ ذُلْ عَ نَ ] (ع ص مرکب، اِ مرکب) جاسوس. سماع. عین. || لقب معاویةبن مالک شاعر و فارس و در المرصع در نسب او معاویةبن مالک بن حرث آمده است.[ ذُلْ عَ نَ ] (اِخ) الهجری. مردی از اهل مدینهٔ هجر. رجوع به عقدالفرید جزو ۶ ص ۸۱ شود.
کلمات همقافیه با «ذوالعینین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر