معنی ذوالعنق
6 بازدید
[ ذُلْ عُ نُ ] (اِخ) شاعری از بنوجذام. || لقب خویلدبن هلال بن عامربن عابدبن کلب بجلی. قاله الأبرم. (از حاشیهٔ المرصع خطی). و پسر او حجاج بن ذی العنق جاهلی است و رئیس بوده است. (منتهی الارب). || لقب یزیدبن عامربن ملوّح. ذکره ابن الکلبی. (حاشیهٔ المرصع).
کلمات همقافیه با «ذوالعنق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نق» برای سرودن شعر