معنی ذوالعمامة
5 بازدید
[ ذُلْ عِ مَ ] (اِخ) لقب سعیدبن العاص بن امیّةُ، قرشی مکنی به ابواحیحة. و او جمالی بکمال و حرمت مقامی تمام داشت و هر جا که وی بود باحترام او هیچکس از قریش عمامه بر سر نمی نهاد. و اجمل من ذوالعمامة، از امثال مبتذلهٔ عرب است و مراد همین ابواحیحة می باشد. شاعر گوید: فتاة ابوها ذوالعمامة منهم و مروان مااکفاؤها بکثیر. (از المرصع ابن الأثیر). رجوع به مجمع الأمثال میدانی چ طهران ص ۱۶۲ شود.
کلمات همقافیه با «ذوالعمامة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر