معنی ذوالعقل
5 بازدید
[ ذُلْ عَ ] (ع ص مرکب) بالضم. آنکه خلق را ظاهر بیند و حق را باطن و حق نزد او آئینهٔ خلق باشد و آئینه پنهان گردد و بصورتی که ظاهر بود در آینه هرآینه این احتجاب مطلق است بمقید [ کذا ] . (آنندراج): خلق پیدا بیند و حق را نهان این چنین بینند یعنی عاقلان.(از آنندراج).[ ذُلْ عَ ] (ع ص مرکب) و ذوالعین. آنکه خلق را و حق را با یکدیگر می بیند: آنانکه حق و خلق بهم می بینند بی حق بر خلق یک نفس ننشینند محجوب از این هر دو نباشند دمی از هر شجری میوهٔ آن می چینند.(آنندراج). و سیدشریف جرجانی در تعریفات گوید: هوالذی یری الخلق ظاهرا و یری الحق باطنا فیکون الحق عنده مرآةالخلق لاحجاب المرآة بالصور الظاهرة. (تعریفات).
کلمات همقافیه با «ذوالعقل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قل» برای سرودن شعر